تبليغاتX
صید قزل آلا در مدرسه - 254. آهاااان! پس مسئله فيزيكيه!

27 سالمه.قبلاً دبير فيزيك بودم و حالا باز-نشسته‌ام! علاقه‌‌مندي‌هام عبارتند از:كتاب، كوه، مدرسه و فوتبال.

ميگه: من اين نوشته هاتو دوس ندارم. تلخَ ن؛ من طنز ميخوام.

ميگم: سوژه ندارم، وقت ندارم، حوصله ندارم! اصلاً كاري نداري؟ ميخوام برم...

ميگه: كجا؟

ميگم: چه ميدونم. شايد رفتم منيريه.

ميگه: پس اگه رفتي برا من از اون فلاسكا بگير كه آب رو سرد نيگه! ميداره.

ميگم: فلاسك اگه فلاسك باشه كه براش فرقي نداره. آب رو با هر دمايي بريزي توش، دماش رو ثابت نيگه ميداره!

ميگه: يعني چي؟

ميگم: خُب به خاطر اينكه اطرافش خلا هستش، تبادل گرمايي با محيط نداره؛ نه گرما ميگيره و نه گرما از دست ميده، يعني تقريباً اينطوره.

ميگه: آهاااان! پس مسئله فيزيكيه! ولي خُب چرا كُلمن فقط آب رو سرد نيگه ميداره؟

ميگم: هيچي هيچي! اصلاً قطع كن ميخوام برم مطلبِ طنز بنويسم!

 

پي نِو۱: اي خدا اين زينب جون جانِ من رو از من و خوانندگان بلاگم نگير! بلند بگو: آميييييييين!

پي نِو۲: از صبح گمان برده بودم كه هك شده ام، بس كه بلاگم باز نميشد. تعدادِ وافر ِ بازديدكنندگانِ امروز ِ اينجا شاهدي بر اين ماجراست.شاعر ميگه: با قلبِ من بازي نكن، اي بلاگفا جون! اي بلاگفا جون!

پي نِو۳: چيه خُب؟ بس كه نوشته ام "پي نوشت"، پسر خاله شديم رفت! حالا با اسم ِ كوچيك صداش مي زنم؛ مشكليه؟!؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 22:37  توسط آرزو  |