|
27 سالمه.قبلاً دبير فيزيك بودم و حالا باز-نشستهام! علاقهمنديهام عبارتند از:كتاب، كوه، مدرسه و فوتبال. |

این سر در ِ كافه رستوراني هستش كه هر روز صبح از پنجره ي اتوبوس سرك مي كشيدم تا ببينم توش چه خبره. بالاخره به كنجكاوي هاي دلم پاسخ داده شد و پا به اين محيط دلنشين گذاشتم و غذاي دلنشين تري خوردم و دلنشين ترين خاطره ي زندگيم اونجا رقم خورد. اگر دوست داريد به تهرانِ سالهاي بيست و سي سر بزنيد، اينجا رو از دست نديد پليز.
دلنشين شد سخنم تا تو قبولش كردي.........آري، آري سخن عشق نشاني دارد
مرتبط جات:
از کلارگ گیبل تا ناصر تقوایی، در کافه گل رضاییه
پی نوشت در تاریخ ۲۹/۳/۸۸: از دو شنبه یا سه شنبه پرده ها رو عوض کردن و شده زرد. دلم میخواد داد بزنم:
اي کافه رستورانِ گل رضائیه! با پرده های آبی از من بیشتر دل می بری.....