صدايِ هر تپشِ قلبِ من! منظم باش

درونِ خاطر آيينه‌ها مجسم باش

سياهِ چشم مرا پرده كن به ديوار و

شبيه مرثيه خوان‌هاي هر محرّم باش

كه تن به جامه‌ي احرام در طوافِ توام

گلوي خشكِ كويرم، زلالِ زمزم باش

چهار فصلِ نگاهم به آبي‌ات خيره

هم آفتاب و هم ابري، تو هر دو با هم باش

به نام آدم و حوّا درخت كاشته‌اند

من و تو سيب نخورديم، قرص و محكم باش

 

"لیلا ساتر"