"من دیوانه ام. یعنی گاهی که به سرم می زند؛ کارهای بی منطقی می کنم. فقط به این خاطر که، از دلش تصویرهای قشنگی در می آید و من می میرم برای دیدن این طور تصویرها. و بیشتر وقت ها هم پشیمان می شوم که دیدن یک تصویر قشنگ؛ واقعا می ارزید به این که من بزنم حال یک کسی را بگیرم و آزارش بدهم؟ اما باز هم پیش می آید که بزند به سرم و کاری بکنم که باز هم آخرش مجبور بشوم این را از خودم بپرسم. برای این است که می گویم من دیوانه ام و اگر کسی نتواند باهام زندگی کند؛ باید بهش حق داد."

 

صفحه 172 از "کافه پیانو" از "فرهاد جعفری" از "نشر چشمه" از ...(واژه آرایی "از" رو داشتید؟! )

 

دیروز برای خریدنش رفتم چشمه. خب یه نمه! گرونه، اما از پول یه پیتزا توی همون حوالی، که البته صرف پرورش اندام معده میشه! ارزون تره؛ به جان خودم! حالا خیلی هم فرق نمی کنه که جایی که من دوست دارم ویرگول(،) بذارم، نویسنده دلش از اینا(؛) می خواد. کتاب عینهونه خود زندگی سر راست و ممتنع! و پر از اسم ها و واژه های شیک و پیکه؛ "گل گیسو" دلیل اصلی نوشتن این کتابه و خدا حفظش کنه این دلیل آمده بر آفتاب رو. کتاب رو که باز کنی از صفحه ی اولش عقشولی اش می شی اساسی، بعد هم اول برای من و بعد برای جناب نویسنده اش هی هی عشقولانه در می کنی. تازه اشم اگر خود فرهاد مجیدی، ای وای ببخشید، فرهاد جعفری هم اگه بود، لابد امضاش میکرد برام که خب نبود؛ اما بودند خانم "میترا الیاتی" که کتاب ایشون هم کافه داره اما "کافه پری دریایی" که بهار 87 چاپ شده و این هفته جزء پرفروش های چشمه بود و برام امضاش کردند و آخ جون!

بدو که چشمه، کافه بارونه ؛ بدوووووووووووووووو!

 

پ.ن: کتاب "کافه پیانو" همه ی آن چیزهایی را دارد، که انتظار دارید وقتی کتابی به هولدن تقدیم می شود، داشته باشد.

پ.ن۲: "زیر باران" از "کافه ی پری دریایی" را از دست ندهید!

پ.ن۳:دو فصل اول این کتاب را در اینجا بخوانید تا من تیرباران نشده ام:

 

http://labecheshmeh.blogfa.com/page/cafe-piano-bekharid.aspx