۸۶۴: مطمئن شدم خودت هستی که مُردی مارال

باید سعی کنم بنویسم از اونی که دیگه نیست ولی چه فایده🙈😔

۸۶۳.

هنوز هم دلتنگم

و در خواب‌هایم نام آنها، یا بهتر بگویم  آنی که دلتنگش هستم را، بلند فریاد می‌زنم. خاطرم نیست خندید یا چه؟ خاطرم نیست؛ چون به خنده‌هایش معروف بود و اگر نخندیده باشد عجیب است. خاطرم هست که تو آمدی و پیگیر رد صدایم شدی. خاطرم هست که آشفته از خواب پریدم... و خبر مرگ وبلاگ‌نویس قدیمی را که یک بار دیده بودمش، از روی عکس‌های اینستاگرام دریافتم. بعد فهمیدم که همان موقع هم اسمش را درست به من نگفته بوده... و چه فرقی می‌کند! حالا که آن اسم روی سنگ قبری جای گرفته و دخترکی که پیش از این از جدایی پدر و مادر، اسیر بی‌مادری بود، حالا از جبر زمانهء کرونا اساسا بی‌مادر شده. خوش بخوابی مادر غمگین روزهای بی‌باران!