232.
از صلیب های کهنه ی سنّتی که به گردن می کشیم
امیدِ معجزه نیست،
عشق مسیحایی دیگر است
که دیگر بار
زنده بودنت را اعجاز می کند؛
به صلیب سنّتش مکش!
پ.ن۱: می دونی که چقدر دلتنگتم هانی! حتی اگه اس ام اسی که توش اینو نوشته بودی بهم نمی رسید هم، می دونستم که چی توی اون سرت میگذره که بتونه آرومم کنه.
پ.ن۲: اسم شاعر این شعر رو یادم نیست. کسی می دونه؟
+ نوشته شده در شنبه پنجم بهمن ۱۳۸۷ ساعت 23:35 توسط آرزو سلوط
|
«با عشق ممکن است تمام محالها»