589:
از صبح تلویزیون خانه ثابت مانده روی شبکهء استانی اردبیل: سبلان. شبکهاش دل می برد، استانش دل میبرد، نام شبکهء استانیاش هم دل میبرد حتی! بعد میدان عالی قاپو و دسته دسته آدمهایی را نشان میدهد که آدم را یاد انار میاندازند: "با نظم و ترتیب یکجا نشسته" این آدمها البته ننشستهاند، ایستادهاند در سرما؛ نظم و ترتیبشان اما حرف ندارد! انتظار اینهمه نظم و ترتیب و صبر و حوصله از جماعت ایرانی ندارم. مراسم که شروع میشود و مجریِ اول، اعلام برنامهء دو ساعت و نیمه که میکند، با خودم فکر میکنم حالا هم که نباشد یک ساعت دیگر به هم میریزد این آرامش. اینطور نمیشود. آرامش و حزنشان عجیب است؛ درست مثل عزادارهای واقعیاند. شروع مراسم با آقای هادی اردبیلی شاعر است که شعر عاشوراییشان را میخوانند. جماعت در پایانِ بندهای حساسِ شعر، یکصدا احسنت میگویند. بعد هم مداحیها شروع میشود؛ از زنجیر و طبل و دُهل خبری نیست، ولی اشک هست و نوای محزون گریستن جماعتی زیاد. اشکم که خیلی وقت بود در هیچ روضهای خیال پایین آمدن نداشت، سرازیر بود و با خودم فکر میکردم اصلاً چرا شبکه استانی سبلان را انتخاب کردم؟ نمیدانم...شاید خسته شدهام از شنیدن آب و تابهای دروغین. شاید هم کشش لهجهء اجدادیست. هر چه هست، خوب دلم را میلرزاند و از خانهنشینیِ اجباری امسال عاشورا، کمتر رنجه خواهم شد.

عکس از خبرگزاری مهر
+ اجتماع عظیم عزاداران اردبیل در تاسوعا و عاشورای حسینی برگزار می شود.
+ سر در میدان عالی قاپو شاهد عزاداری مردم اردبیل در طول تاریخ
«با عشق ممکن است تمام محالها»