860:
مثل آن مرداب غمگینی که نیلوفر نداشت،
حال من بد بود اما هیچ کس باور نداشت!
حال من بد بود اما هیچ کس باور نداشت!
خوب می دانم که «تنهایی» مرا دق میدهد
«عشق» هم در چنتهاش چیزی از این بهتر نداشت!
آنقَدَر ترسیدم از بی رحمی پاییز که
ترس من را عصر پایانی شهریور نداشت!
زندگی ظرف بلوری بود، کنج خانهام
ناگهان افتاد از چشمم، ولی مو برنداشت!
#مريم_آرام
+ نوشته شده در دوشنبه دوم مهر ۱۳۹۷ ساعت 22:43 توسط آرزو سلوط
|
«با عشق ممکن است تمام محالها»