نیاز داشتم کسی از من مراقبت کند

نه فقط از زنده بودنم

از فرو نریختنم

از احساسی که هر شب بی‌صدا خونریزی می‌کرد

از قلبی که یاد گرفته بود دردش را قورت بدهد

از آرزوهایی که در گلو ماندند

از واژه‌هایی که قبل از گفته شدن مُردند

لازم داشتم کسی مرا ببیند

نه آن‌قدر که تحسین کند ، آنقدر که نجاتم بدهد

مگر آدمی بی‌تماشا چقدر دوام می‌آورد ؟ ...

#زهره_میرزایی

پ‌ن: دردی که از نظر دیگران به رسمیت شناخته نشه... تاروپودت رو در تنهایی مثل خوره میخوره و نابود می‌کنه!

پ‌ن۲: ارغوان می‌بینی؟! به تماشاگه ویدانی ما آمده‌اند...