در گلو ابری‌ست ، ای اندوه طولانی سلام !

شب ، شبی بوده‌ست آه ای صبح بارانی سلام !

شانه‌ای پیدا نکردم تا سری سامان دهم

زلف در آیینه می‌گوید : پریشانی سلام !

هر طرف رو می‌کنم دیوار می‌گوید درود

روز ، روز سربلندان است پیشانی سلام !

چون سلیمان باد در دستم ، بیاور باده‌ای

پس خداحافظ بطالت ! شغل دیوانی سلام !

کیسه خالی ، دست خالی ، سفره خالی ، چشم پُر

صبح درویشی مبارک ... شام سلطانی سلام !

گفت تکمیل سلامت جمله در تنهایی‌است

از مسلمانی بریدم ، پس مسلمانی سلام !

زآشنایان دل به حالم سوخت آری آه دل !

آه گفتم آه گفتم .‌.. بوی بریانی سلام !

رُو سرِ خُم وا کن و پاسخ ز افلاطون بخواه

تا به حیرت گوید ای بن‌بست یونانی سلام !

#حسین_جنتی